شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
381
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
است . ( * 16 ) - دعوة المظلوم مستجابة : دعاى مظلوم اجابت شده است . ( خيلى زود اجابت مىشود ) . ( * 17 ) - متى ينجلى ليل . . . : چهوقت شب گمانهاى دروغين مىگذرد و صبح راستين از هرطرف آشكار مىشود ؟ ( * 18 ) - ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ . . . : زمين با همه پهناورى بر آنان تنگ شد . آيه 118 سوره 9 ( توبه ) . ( * 1 / 18 ) - لثم ملاح : بوسه دادن خوبرويان . ملاح : به كسر اول جمع مليح و مليحه ، به معنى داراى ملاحت ، نمكين ، خوبروى . ( * 19 ) - مضارب : جمع مضرب ، جاى زدن ، ميدان جنگ . مهارب : جمع مهرب : محل فرار ، گريزگاه . مضارب و مهارب : جاى زدن و فرار كردن . ( * 20 ) - فكانّما نقشت حوافر . . . : گويا كه سم اسبانشان در نظر بينندگان نقش هلالى بر صخرهاى ايجاد كرده و گويى كه چشم خورشيد آنها را رها كرده و گرد و غبار بجاى سرمه ( در چشمان آنان ) نهاده شده است . ( * 21 ) - مقارعات : جمع مقارعه ، واكوفتن دليران يكديگر را . ( * 22 ) - خرسنگ : سنگ بزرگ نتراشيده و ناهموار . ( * 23 ) - لقاطات : جمع لقاطه ، شكسته و ريزه هرچيز بىبها . ( * 24 ) - بوار : نيست شدن ، هلاك شدن . ( * 25 ) - حميت : مردانگى ، مروت ، رشك . ( * 26 ) - غلبتنا بضعفهنّ . . . : كركسهايى با ناتوانىشان ( درحالىكه ناتوان بودند ) بر ما غلبه كردند و درحالىكه ما شيرانى بوديم ، آنها را مطيع شديم . ( * 27 ) - اذا خفت ضيما . . . : هرگاه من از ستمى بترسم و از ظلمى ترس و واهمه داشته باشم ، پس اين وجود من بر نفس من از سگ هم پستتر و خوارتر است . ( * 28 ) - غزارت : بسيارى ، فراوانى ، وفور .